می نویسم به یاد چشمهای سیاه و بی وفای تو
از آن چشمهایی که روبود زمن دل و جانم را
می نویسم با چشمهای اشک آلود و مست
می نویسم تا بدانی شکستن دل کمتر از آدم کشی نیست
می نویسم تا بدانی موروره خاطراتت
هر لحظه خنجر بر دلم می زند
می نویسم به یاد آن شبها که تا سحر غرق اشک بودم
می نویسم تا بدانی یادت تا ابد با من خواهد بود
زمن نخوا که فراموشت کنم که این زمن ساخته نیست

رفتي و نديدي که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم
وقتي که شکست بغض تنهايي من وابستگي ام را به تو باور کردم

عشق یعنی گم شدن و پیدا شدن
عشق یعنی غرق رویا شدن
عشق یعنی آتش بر روی آب
عشق یعنی خوش خیالی مثل خواب
عشق یعنی حسرت دیدار تو
عشق یعنی من شوم بیمار تو
عشق را می توان این گونه بیان کرد
با زبانی ساده تر اما درست
عشق یعنی یک کلام بی صدا
عشق یعنی من تو را می خواستم
عشق یعنی تو رفتی و من باختم.....

ماکه در دوره ی جوانی ز وفا هیچ ندیدیم....بعد ما هر که وفا دید ز ما یاد کند

تو زندگیم کسی رو نفرین نکرده بودم تو رو هم خیال نفرین کردن نداشنم
ولی به خاطر اون حرفهای آخرت که یک هفته نشده مثل تموم حرفات
دورغ از آب در امد فقط یه نفرین میکنم امیدوارم به اندازه اون شبهایی
که من به خاطررفتن تو تا صبح اشک ریختم به انداره اون شبها
تو زندگیت عذاب بکشی
امشب آخرین شبی که مزاحم دلت میشم
میخواستم بگم ببخشین که عاشقتون شدم گل یاسمن


در پایان از همه دوستانی که من رو تو این مدت
یاری کردن تشکر می کنم و براشون آرزوی
موفقیت می کنم

یا حق